سيد جلال الدين آشتيانى

764

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

هر معنايى از معانى واقعى و حقايقى كه داراى عين ثابت و ماهيت تامه است ، و از مظاهر و صور اسماء حق بنحو استقلال بشمار مىرود ، داراى حقيقت و اصل و مثل و مظهرى است . يكى از آن معانى ، حقيقت كلى انسان است كه باعتبار وجود جامع عقلى كلى ، مستجمع خواص و لوازم مظهر اسم اللّه و اسم اعظم حق است ، كه از مقام كليت آن مصداق نفخهء الهى است : « نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » . اين حقيقت ، بحسب مراتب وجود ، مصاديقى از وجود عقلى و برزخى و وجودات محفوف به ماده و عوارض مشخصه دارد . وجود عقلى ، مثال و آيت وجود متعين در حضرت علميه است . و وجود برزخى ، مثال و فرع و ظهور وجود عقلى است . و وجود مادى ، مثال و ظهور موجود برزخى است . فيض وجود از مقام عين ثابت شروع نموده و بوجود مادى داثر فانى موجود در عالم ماده ختم مىشود . بنا بر اين ، هر وجود دانى ، مثال و رقيقت وجود عالى است . اصل ثابت وجود انسان ، همان صورت اسم اعظم و اسم اللّه است . بقيهء مراتب ، اغصان و شعب و فروع آن اصل كلى سعى احاطى انبساطى مىباشد . از براى جنت ، حقيقت اصيل كلى سعى در مقام مظهريت اسم رحمان موجود است ، كه روح عالم امكان بشمار مىرود ، و به همين معنى در قرآن اشاره شده است : « يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً » . مثال كلى اين حقيقت ، كه صورت اسم رحمان و اسم عام و صورت و تعين اصل وجود است ، عرش اعظم الهى است . از براى اين حقيقت كلى ، نسبى از مظاهر و مشاهد جزئيه در عوالم موجود است . همان‌طورىكه اجمالا بيان شد . نار و جهنم نيز داراى حقيقت كليه‌اى است كه جامع جميع اقسام نار و جهنم و محل عذاب الهى است ، كه بعد از رحمت حق باشد . اسم حاكم بر اين حقيقت ، اسم « جبار و منتقم » است نشئات مثالى كلى جهنم ، طبقات هفت‌گانهء جحيم است كه از ماده ترفع دارد ، و وجود آن وجود مثالى و برزخى است . در حديث صحيح وارد شده است : « اذا وضع الجبار قدمه في النار ، كسرت حاويتها و انطفت نايرتها » . به همين جهت برخى گفته‌اند : « هي طبقات سبعة